احمد بن محمد ميبدى
534
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
در او حيران ، هستى او ديدنى ، ذات و صفات او پذيرفتنى ، نه دريافتنى و شنيدنى و كيفيّت او ندانستنى . مىفرمايد : آنچه در آسمانها و زمين است همه خداى را تسبيح مىكنند ، و او را به پاكى مىستايند ، شما تسبيح آسمان و زمين و آب و آتش و باد و خاك و كوه و دريا و هم جانداران و بىجانان در نمىيابيد ، و خداوند ايمان به آن را واجب و مردم را از دريافت آن نوميد كرد ! چون تو كه همهء مخلوق را به عقل در نمىيابى ! چگونه به عقل تنها در ذات و صفات حقّ تصرّف كنى ؟ ! ظاهر مىپذير و باطن مىسپار و به مراد خدا واگذار ! و سلامت به ياد دار و بدانكه خداى يكتا در بيست صفت از بيست صفت پاك و دور است : در احديّت از انباز پاك ، در صمديّت از دريافت پاك ، در اوّليّت از آغاز پاك ، در آخريّت از انجام پاك ، در قديم بودن از حدوث پاك ، در وجود از احاطه پاك ، در شهود از ادراك پاك ، در قيومت از تغيّر پاك ، در قدرت از ضعف پاك ، در صبر از عجز پاك ، در منع از بخل پاك ، در انتقام از حقد پاك ، در جبروت از جور پاك ، در تكبّر از بغى و ظلم پاك ، در غضب از ضجر پاك ، در صنع از حاجت پاك ، در كيد از غرور پاك ، در مكر از حيلت پاك ، در تعجّب از استنكار پاك ، در بقا از فنا پاك . اين است صفات خالق بىضد و بىنظير و بىشبيه ! و صفات مخلوق را ضدّها و شبيهها قرين است ، بدينگونه كه با حيات او ممات ، با قدرت او عجز ، با قوّت او ضعف ، با منع او بخل ، با غضب او ضجر ، با مكر او حيلت ، و با انتقام او حقد و با كيد او غرور ، و با مكر او حيلت و در تعجّب او انكار ، و در بقاى او فنا است . تا بدانى كه كردهء كردگار چون كردهء مردمان نيست ، و صفات خالق چون صفات مخلوق نيست ، و خداى را در ذات و صفات و كبرياء و عزّت مثل و مانند نه . سوره 64 آيه 2 2 - هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ . آيه . كار آنست كه در ازل كرد ، حكم آنست كه در ازل راند ، خلعت آنست كه در ازل داده ، قسمتى رفته ، نه فزوده نه كاسته ، يكى را به آب عنايت شسته ، ديگرى را به ميخ ردّ بسته ، يكى را در ديوان سعد ثبت نام كرده و بر لطف ازلى قبول كرده ! يكى را در جريدهء شقىّها نام ثبت كرده و زنّار ردّ بر ميان او بسته ! و از درگاه قبول و اقبال رانده ! گروهى شب و روز در راه طلب هيچ نياسوده و با رياضت و مجاهدت خود را نزار و نحيف گردانيده ! دست ردّ به سينهء ايشان بازنهاده ! گروهى در بتكده معتكف گشته و نداى عزّت از بهر ايشان به پاى شده كه شما از منيد و من از شما ؟ ! ابراهيم خواص : ( عارفى بزرگوار ) شيطان را به صورت پيرى در بيابان ديد كه مىگريست ! پرسيد : اى پير چرا مىگريى ؟ گفت : از من سزاوارتر به گريستن كيست ؟ كه صد هزاران سال بر درگاه خداوندى خدمت كردم و در افق اعلا از من بالاتر كسى نبود ! اكنون تقدير خدائى و حكم غيبى بنگر كه مرا به چه روز آورده ! آنگاه گفت : نگر ، تا بدين جهد و طاعت خويش غرّه نباشى كه كار به اختيار او است ، نه به جهد و طاعت بنده ! به من يك فرمان آمد كه آدم را سجده كن ، من سجده نكردم ! و آدم را فرمان آمد كه از آن درخت مخور و خورد ! در كار آدم عنايت بود عذرش بنهاد و زلّت او را در حساب نياوردند ! و او را گفت : صاحب عزم نيست ولى مرا گفت : تكبر و خودپسندى كرده و لغزش مرا در حساب نياورد و همهء طاعتهاى ديرينهء مرا لغزش ( زلّت ) شمرد ! سوره 64 آيه 16 16 - فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ جاى ديگر فرموده : اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ ! ابتدا پرهيزگارى را